نمیخواهد سقوط کند ، جایی که قرار است بیوفتد
نه دریایی وجود دارد و نه درختی که او را مصون دارد!
چه میتوان کرد؟ کسی نیست!
اگر هم کسی باشد نمیتوان اعتماد کرد
چنگال رها کردن به امید یک نفر؟!
آرام آرام سقوط میکند.... گریز و گزیری نیست!
و پرت می شود... تکه تکه! پاره پاره...
و بعضی زخم ها نه بخیه برمیدارند نه چسب زخم.
و احساس میمیرد ... قلم میشکند...
قلم چسب زخم بر نمیدارد...
برنمیدارد...
+ پنجشنبه بیستم آبان ۱۳۹۵ 0:4 | سورنا |
برچسب:
نویسنده: آبتین کاشانی